همشهری آنلاین-رابعه تیموری: لحظه باشکوه بازگشت فلامینگوها به آغوش دریاچه ارومیه و اوج گرفتن پلیکانهای نجاتیافته بر فراز آبهای دریاچه و پرآب شدن بستر این پهنه آبی مهم و نوستالژیک، اتفاقات ناب و خوشی است که از دریچه دوربین «محسن قاصد» به تصویر کشیده شدهاند. قاصد، این صحنههای زیبا و پرحس و حال را با طول و تفصیل به تصویر میکشد و در فضای مجازی منتشر میکند تا حال مردم گوشه و کنار ایران با دیدن احوال خوش بزرگترین دریاچه کشورشان خوب شود، اما هیچکس نمیداند او پشت تصاویر و برشهای کوتاهی که از ناخوشیها و بدحالی دریاچه منتشر میکند، چه لحظات پرغصه ناشماری را بهتنهایی گذرانده است. قاصد، سالهاست بیمزد و منت از دریاچه ارومیه مراقبت میکند و اینروزها با انتشار ویدئوی نجات چند پلیکان گرفتار، بار دیگر توجهها را بهسوی این دریاچه جلب کرده است.

عملیات نجات پلیکانها
از همان نخستین روزهای تابستان که گرمای هوا عمق آب بزرگترین دریاچه آب شور خاورمیانه را هر روز کمو کمتر میکرد، محسن قاصد، دلواپس پرندههایی شد که وقت و بیوقت به دریاچه سر میزنند یا خانه و زیستگاهشان این تالاب دائمی است. دلواپسیاش هم بیدلیل نبود و هر روز باید با کمک فعالان محیطزیست محلی، کاکاییها، آووستها و پلیکانهایی را نجات میداد که نمک بستر دریاچه بال پروازشان را بسته و نوشیدن آب شور دریاچه، سلامتیشان را به خطر انداخته بود. ویدئوی کوتاه زیبایی که او از رهاسازی چند قطعه پلیکان در تالابهای اقماری دریاچه ارومیه منتشر کرد و باعث خوشحالی دوستداران محیطزیست شد، فرجام خوش این تلاشها و دلسوزیهای چندین ماهه بود.

سپر بلای دریاچه
حکایت جنگیدن قاصد برای حفظ حیات و بازگرداندن شور زندگی به دریاچه ارومیه سری دراز دارد و او برای تغییر عادات پرخطر چوپانان و کشاورزانی که از این سفره پربرکت خدادادی، بیملاحظه لقمه برمیدارند؛ راه و نیمراه بسیاری رفته است: «یکی از مهمترین آفات حیات دریاچه ارومیه برداشت بیحد و حصر کشاورزانی است که به بهانه داشتن حقابه، مسیر آب رودخانه را به سمت زمینهای کشاورزی خود منحرف میکنند و باعث کمآبی آن میشوند. بسیاری از چوپانان هم در چرای دامها به پوشش گیاهی شورپسند دریاچه آسیب میزنند. بیاحتیاطی چوپانان و گردشگران در مراقبت از این پوشش گیاهی ارزشمند، بارها باعث آتشسوزی در ساحل دریاچه شده که اگر برای کنترل و خاموش کردن آن دیر میجنبیدیم، خسارتهای زیادی به حریم دریاچه میزد.» این سینه سپرکردن قاصد برایش بدون هزینه هم نبوده است: «اوایل مخالفتها و جبههگیریها آنقدر زیاد بود که وقتی بهتنهایی در یکی از خروجیهای کانال آب مشغول تهیه گزارش بودم، عدهای دورم را گرفتند و قصد کتک زدنم را داشتند، اما کمکم بسیاری از کشاورزان بهدلیل اعتراضهای من پی بردند و از من بهدلیل مخالفت و اذیتهایی که داشتند، عذرخواهی کردند.»

لایروبی بدون کاغذ بازی
نگهبان دریاچه ارومیه در رشته حقوق تحصیل کرده و شغلش با دلمشغولیهایش سنخیتی ندارد، اما تعصبش به دریاچه باعث میشود وقتی تب و ناراحتی آن را میبیند، تعلل و مکثهای مسئولان و بهپایان رسیدن کاغذبازیها برای رسیدگی به آن را تاب نیاورد و خودش زودتر از آنها دستبهکار شود: «چند سال پیش که بر اثر کمبارشی، سطح آب دریاچه به کمترین میزان خود رسیده بود، کارشناسان تشخیصدادند برای احیای دریاچه، لایروبی مسیرهای آن باید زودتر انجام شود. من و تعدادی از دوستداران محیطزیست وقتی دیدیم اقدام نهادهای مسئول برای لایروبی با تأخیر انجام میشود، کار و بارمان را مدتی کنار گذاشتیم و لایروبی رودخانهها و نهرهای منتهی به دریاچه را خودمان بر عهده گرفتیم.»
ثبت لحظات ناب
از روزی که قاصد، دوربین روی دوشش انداخت و با عکاسی از تالاب دائمی ارومیه، وقایع آن را مستند کرد، حدود ١١سال میگذرد، اما او برای اینکه تمام توانش را برای دریاچه بگذارد، ناچار شد از صرافت نان و آب درآوردن از عکاسی بیفتد: «١١سال پیش که شروع به عکاسی تجاری کردم، فراهم کردن مقدمات کار سرم را شلوغ کرد و بعد از چندماه که فرصت کردم به دریاچه سر بزنم، با دیدن کم آب شدن و اوضاع نامناسبش به فکر افتادم که دریاچه تنها سوژه عکاسیام باشد و از عکاسی برای مستند کردن گزارشهای ویدئوییام استفاده کنم.»
همراهان وفادار
در این سالها قاصد، برای پاکیزه کردن و محافظت از دریاچه، همراهان و یاران وفادار و پروپاقرصی هم پیدا کرده است: « بسیاری از کسانی که به محیطزیست علاقهمندند با دیدن ویدئوهایی که از شرایط دریاچه منتشر کردم، دلشان میخواست در تمیز کردن دریاچه به من کمک کنند و وقتی از آنها خواستم هر هفته یک روز برای پاکسازی ساحل ارومیه با من همراه شوند، ۵-۴نفر برای کمک داوطلب شدند. حالا اعضای گروه ما به ۴۵نفر رسیده و بعد از ۴ماه که در کنار پاکسازی منظم دریاچه، فرهنگسازی کردیم، رهاسازی و انباشت زباله ۷۰درصد کمتر شده است.» عشق و صداقت نهفته در اخباری که قاصد از حالواحوال دریاچه منتشر میکند، نهتنها باعث افزایش احساس مسئولیت گردشگران و ساکنان ساحل ارومیه شده، بلکه هشدارها و خبرهای خوش او، برای مسئولان هم اخباری مستند به شمار میآید و در رسیدگی به بزرگترین دریاچه داخلی کشور کمک حالشان است.

یک عشق پردردسر
عشق او به دریاچه ارومیه ریشه در خاطرات روزهای کودکیاش دارد و دورهمیهای شیرین خانوادگی در ساحل دریاچه باعث شده او به این آبگیر نوستالژیک احساس تعلقی خاص داشته باشد: «من از کودکی نسبت به دریاچه تعصب زیادی داشتم.دریاچه ارومیه جزو ثابت اغلب تصاویر و خاطرات خوشی است که از دوران کودکی و نوجوانی در ذهن من نقش بسته و بسیاری از تعطیلات من و خانوادهام در ساحل آن گذشته است. »
برای رامتین، تنها فرزند نگهبان دریاچه که غصه خوردنها و دلواپسیهای تمامنشدنی پدرش برای دریاچه ارومیه را دیده، در هر موج آبهای این میراث طبیعی گرانبهای ایرانیان، قصهای ناگفته جریان دارد که فقط او و پدرش از آن باخبرند.
بیشتر بخوانید:بار دیگر دریاچهای که دوست داشتیم/ ثبت لحظات شادی مردم در کنار دریاچه ارومیه
نظر شما